بخشی از فیلم کاپیتان فنتستیک

Excerpt This Content:

بخشی از فیلم کاپیتان فنتستیک خانواده ای که با عقاید خاص فکری و فلسفی ، زندگی در جنگل را برگزیده ولی… غمِ نان شاید بگذارد اگر غمِ زمان اندکی مجالم دهد.این روزها همچون هراری از خود می پرسم ، گندم و انقلاب کشاورزی چه چیزی را برای تک تک افراد انسانی به ارمغان آورده است؟ […]

بخشی از فیلم کاپیتان فنتستیک خانواده ای که با عقاید خاص فکری و فلسفی ، زندگی در جنگل را برگزیده ولی…

غمِ نان شاید بگذارد اگر غمِ زمان اندکی مجالم دهد
.
این روزها همچون هراری از خود می پرسم ، گندم و انقلاب کشاورزی چه چیزی را برای تک تک افراد انسانی به ارمغان آورده است؟ می پذیرم که برای گونه انسان هموساپینس غذای بیشتری در هر قطعه از زمین فراهم کرد و به این ترتیب امکان چند برابر شدنِ او را بوجود آورد اما آیا نیای خوراکجو و شکارگرم در مقایسه با جدِ کشاورزم، رنج ذهنی کمتری را متحمل نمی شد؟ جد شکارگرم وقت زیادی را صرف فکر کردن به هفته بعد یا ماه بعد نمی کرد هرکجا شکاری نصیب اش می شد دلی از عزا درمی آورد پس از آن در فراغت زمانی بود تا نوبت و شانس شکار بعدی،اما گندم ذهن را اغوا کرد و نوید امنیت، یکجانشینی و ازدیاد نسل را داد عاملی شد که جدِ کشاورزم در عالم خیال در سالها و دهه های بعد سیر کند زمان را در ذهن اش گسترش دهد و از اینرو نگرانی برای آینده زاده شد. برعکس دوره شکار که دلمشغولی برای چیزهایی که نمی توان بر آن تاثیری گذاشت معنایی نداشت، وسعت بخشی به زمان پاگرفت، آینده مهم و مهم تر شد و خدمت به آن شد بت ذهنی، نه تنها بازگشت به عقب میسر نبود بلکه زندگی راحت به مرور به محنت بیشتر و بیشتر هم منجر شد آنچه که امروز برای ما نیز در اشلی وسیعتر رخ داده، غم گندم و نان تبدیل شده به بیمه عمر، خانه لوکس تر، خودرو گرانبهاتر، سرمایه گذاری و بورس
.
بالارفتن از درخت و دویدن دنبالِ آهو تبدیل شد به ساعتها کار در مزرعه به بهای از بین رفتنِ ستونِ فقرات، زانو و کمر، انقلاب کشاورزی جای خود را به انقلاب صنعتی داد و اکنون زیر تل انفجارتبلیغات بازار سرمایه، همچنان ، نالان از درد زانو، کمرمان نیز زیر بار تجملی که به ضرورت تبدیل شده ، خم گشته، البته ، پایاپای با این دردها، پروتزگزاری گونه و کاشت مو را هم از یاد نبرده ایم، مضاف بر اینها، داروهای ضد افسردگی به خورد مغزمان هم می رود و روانمان رنجورتر از پیش است.
راستی بر سر آن امنیت چه آمده؟ ترس از حیوانات درنده جایش را داده به ویروسهای کشنده، ترس از انفجاربراثر اشتعال محموله نیترات، هراس از بمب اتم، خودکشی برای حفظ آبرو، بلایای طبیعی هم که به قوت خود باقی است.
آیا غیر از این است که امنیت توهمی بیش نیست و طی هزاره ها زاده و دست پرورده ذهن بشری بوده که پذیرای میرایی نیست و در آرزوی جاودانگی؟


می دانم که بازگشت به دوره های پیشین ممکن نیست، از آینده هم نمی توان گریخت ولی
.
هر ذهن خودآگاهی که پیشینه تاریخی- تکاملی گونه اش را کاویده ، قدرت انتخابگری اگزیستانس دارد وعصیانگری، در همین هزاره سوم و سال ۲۰۲۰ یا ۱۴۰۰ هم می تواند با حفظ مطالبه گری سیاسی و کنشگری اجتماعی و با آگاهی براینکه می داند زایش این آینده نگری مفرط ناشی از چه بوده، هرازگاهی به زمان فرمان ایست بدهد به خلوت طبیعت بازگشته و برای یک روز هم که شده در لحظه و اکنون ، به بوی عطر نان و ریحان ، بی غمِ زمان ،اکتفا کند.

پریسا افتخار


از طریق لینک زیر درس های آموزشی سایت شادلایف رو مشاهده کنید

  1. محسن گفته؛
    ۱۳:۵۴ ۱۳۹۹/۰۵/۲۲

    درود بر خانم افتخار عزیز
    انتظار این دیدگاه رو نداشتم و با اجازه تون با بخشهایی از نقدتون موافق نیستم و فکر میکنم کشاورزی و یکجانشینی تاثیرات مثبت زیادی بر روند تکامل ما داشته هر چند در قیاس با ویرانی کمرنگ بوده اما قسمتی از همین فلسفه ورزی و روانشناسی که ما را گرد هم جمع کرده هم حاصل همین یکجانشینی و در نتیجه پرورش ذهن و فرهنگ بوده است.دیدگاهتون را از نظر طبیعی قبول میکنم که خسارات بیش از حدی وارد شده به طبیعت اما در طول عمر زمین نسلهای زیادی از موجودات بوجود امده و منقرض شده اند اما هیچکدام از نظر عقلی و خلاقیت به اندازه بشر پیش نرفته اندو امیدوارم روزی این دغدغه های بشر امروز بتواند این خسارات یا حداقل قسمت بزرگی از ان را جبران کند و دنیای بهتری بسازد
    با سپاس

    • پریسا افتخار گفته؛
      ۱۸:۴۶ ۱۳۹۹/۰۵/۳۱

      بله قبول دارم ، چه بسا که حتی خود من اگر قرار بود در اون دوران زیست کنم به هیچ عنوان نمی پذیرفتم ، قصدم از ذکر تفاوت دو دوره فقط مساله پیدایش دلنگرانی دغدغه زمان و آینده نگری افراطی در ذهن بشر بود وگرنه در مقایسه با زایش امکانهای جدید دیگه که رخ داده ، کاملا صحبتتون رو می پذیرم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پریسا افتخار
پریسا افتخار

دکترای مدیریت فرهنگی
معتقد بر روانشناسی و مدیریت انسانگرا،
دوستدار فلسفه اگزیستانس

ads
  • چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه اشخاص مدیر، نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  • چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

Be sure to read the following:

Short Url Post