جستجو برای:
سبد خرید 0
مقاله شماره ۳۳

چرا شادی وقتی تقسیم بشه، بیشتر میشه؟

مقاله شماره ۳۳

چرا شادی وقتی تقسیم بشه، بیشتر میشه؟

سلام رفیقِ جان! چطوری؟ تا حالا شده یه اتفاق معرکه برات بیفته؟ مثلاً ترفیع شغلی بگیری، توی یه امتحان سخت که فکرشو نمی‌کردی قبول بشی، یا حتی یه چیز کوچیک‌تر، مثل اینکه یه لباس خیلی قشنگ رو با تخفیف عالی خریده باشی؟ اولین حسی که اون لحظه میاد سراغت چیه؟ احتمالا اولین کاری که می‌خوای بکنی اینه که گوشی رو برداری و به صمیمی‌ترین دوستت یا پارتنرت زنگ بزنی و با هیجان بگی: «واییی! حدس بزن چی شد؟!». انگار تا وقتی این خبر رو به کسی نگفتی، اون اتفاق واقعاً «اتفاق نیفتاده» یا انگار هنوز مزه‌اش زیر دندونت نرفته. شاید فکر کنی این فقط یه عادت اجتماعی ساده‌ست یا شایدم گاهی نگران باشی که نکنه دارم پُز میدم؟ اما بذار خیالت رو راحت کنم؛ علم روانشناسی ثابت کرده که این نیازِ ما به «اشتراک گذاشتنِ شادی»، یکی از مهم‌ترین مکانیزم‌های مغز برای خوشبختی و تجربه حس مثبته. ما می‌خوایم پرده از رازِ مفهومی برداریم که روانشناس‌ها بهش میگن «Capitalization» یا سرمایه‌گذاری روی خبر خوب. می‌خوایم یاد بگیریم چطور با به اشتراک گذاشتن، خوشحالی‌هامون رو چندبرابر کنیم و روابطمون رو محکم‌تر. پس ادامه متن رو با دقت بخون که بفهمی اوضاع از چه قراره.

 

اصلا داستانِ «Capitalization» چیه؟

بیا اول با هم روراست باشیم؛ همه ما می‌دونیم وقتی غمگینیم یا استرس داریم، دلمون می‌خواد با یکی حرف بزنیم تا سبک بشیم. دانشمندان سال‌ها روی این موضوع تحقیق کردن که چطور آدما توی سختی‌ها به هم تکیه می‌کنن. اما نکته‌ی جالب و کمتر شنیده شده اینه که ما آدم‌ها دقیقاً به همون اندازه که توی غم‌ها شریک می‌خوایم، توی شادی‌ها هم به «تریبون» نیاز داریم! تحقیقات نشون میده که آدما همون‌قدر که اتفاقات بد رو تعریف می‌کنن، تمایل دارن اتفاقات خوب رو هم بازگو کنن.

حالا مفهوم علمی «Capitalization» یعنی چی؟ این اصطلاح رو اولین بار آقای لنگستون (Langston) سر زبون‌ها انداخت. به زبون ساده و خودمونی یعنی: «فرآیندِ کسبِ سودِ بیشتر از اتفاقات مثبت، با بازگو کردنشون برای دیگران».وقتی تو خبر خوبت رو برای کسی تعریف می‌کنی، در واقع داری اون اتفاق رو توی ذهنت «نشان‌گذاری» (Marking) می‌کنی. این کار باعث میشه اون خاطره پررنگ‌تر بشه و تو لذت بیشتری ازش ببری. برعکسِ درد و دل کردن که هدفش کم کردنِ بارِ غمه، هدفِ این کار، «لذت بردنِ عمیق» یا همون Savoring هست. یعنی تو با تعریف کردن ماجرا، داری تلاش می‌کنی تا مزه‌ اون کارِ مثبت زیر زبونت بمونه و خاطره‌اش توی ذهنت حفظ بشه.

 

چرا نوشتن احساسات مثبت توی دفتر خاطرات کافی نیست؟

شاید پیش خودت بگی: «خب من می‌شینم توی دفتر خاطراتم می‌نویسم چی شد، یا میرم جلوی آینه برای خودم تعریف می‌کنم، مگه فرقی داره؟» بله رفیق، فرقش زمین تا آسمونه! دانشمندان و روانشناسان اومدن یه آزمایش باحال انجام دادن:

اون‌ها شرکت‌کننده‌ها رو چند دسته کردن: به یه سری گفتن بشینید درباره بهترین اتفاق زندگیتون «بنویسید»، به یه سری دیگه گفتن برید با یه آدم واقعی دربارش «حرف بزنید» و واکنشش رو ببینید.

نتیجه چی شد؟ اونایی که فقط نوشتن، حالشون خوب شد، اما اونایی که با یه نفر دیگه حرف زدن و یه واکنش گرم دیدن، حس‌شون نسبت به اون اتفاق مثبت، به طرز عجیبی اوج گرفت و خیلی بیشتر شد. چرا؟ چون وقتی ما با یکی حرف می‌زنیم، یه چیزی به اسم «فعال‌سازی» اتفاق میفته. ما زنده‌تر و پرانرژی‌تر میشیم. پس نوشتن خوبه، اما هیچ‌چیزی جای اون برقِ نگاهِ رفیقت وقتی داری با ذوق براش تعریف می‌کنی رو نمی‌گیره.

 

 نقشِ حیاتی شنونده: تفاوتِ «آره خوبه» با «ایول دمت گرم»!

حالا می‌رسیم به مهم‌ترین بخش ماجرا. اینو با دقت بخون چون کلید طلاییِ این بحثه. آیا هر شنونده‌ای باعث میشه حال ما خوب بشه؟ قطعاً نه! تحقیقات نشون داده که «چطور شنیده شدن» از خودِ حرف زدن مهم‌تره. توی روانشناسی، واکنش‌هایی که شنونده نشون میده رو به چند دسته تقسیم می‌کنن، اما اونی که ما دنبالشیم اسمش هست:پاسخ فعال و سازنده (Active-Constructive).

بذار با مثال بگم. فرض کن به دوستت میگی «من ترفیع گرفتم»!

  • واکنشِ فعال و سازنده: نه بابا؟! شوخی می‌کنی؟ ایول! من می‌دونستم تو لایقشی! حالا کی قراره جشن بگیریم؟ تعریف کن ببینم رئیست چی گفت؟ (هم ذوق داره، هم سوال می‌پرسه، هم تاییدت می‌کنه) .
  • واکنشِ منفعل: آهان، مبارکه. راستی شام چی داریم؟ (انگار یه لیوان آب یخ ریخت روت!) .

پس طبق آزمایش‌ها و پژوهش‌ها ثابت شد که اغلب وقتی شنونده واکنش «پرشور و فعال» نشون میده، اون حسِ خوبِ «Capitalization» اتفاق میفته. حتی جالبه بدونی وقتی شنونده اینقدر باحال واکنش نشون میده، نه تنها تو از اون اتفاق بیشتر لذت می‌بری، بلکه خودِ اون آدم هم توی چشمت خیلی جذاب‌تر و دوست‌داشتنی‌تر میشه. پس اگه رفیقت خبر خوب بهت داد، لطفاً مجسمه نباش؛ با ذوق و اشتیاق نشون بده که چقدر خوشحالی!

 

 چطور شادیِ مشترک ما رو به هم وصل می‌کنه؟

تا اینجا گفتیم که این کار واسه حالِ خودت خوبه، اما تاثیرش روی رابطه‌‌هامون چیه؟ طبق تحقیقات، یه نتیجه شگفت‌انگیز دیگه هم وجود داشت. روانشناسان اومدن یه گروه رو گذاشتن که یه بازی بامزه و خنده‌دار با هم انجام بدن، و یه گروه دیگه رو گذاشتن که خبرهای خوبشون رو برای هم تعریف کنن. شاید فکر کنی اونایی که بازی کردن و خندیدن باید بیشتر به هم نزدیک شده باشن، ولی نه!

کسانی که تجربه «Capitalization» داشتن (یعنی خبر خوب گفتن و واکنش خوب شنیدن)، سطحِ اعتماد (Trust) و احساس نزدیکی خیلی بالاتری رو گزارش کردن. دلیلش چیه؟ وقتی تو از موفقیتت میگی و من با تمام وجودم ذوق می‌کنم، یه پیامی به مغزت مخابره میشه: «این آدم منو می‌فهمه، برای من ارزش قائله و حسود نیست».این حسِ ارزشمند بودن، باعث میشه دفعه بعد اگه مشکل بزرگی یا راز مگویی هم داشتی، راحت‌تر بتونی به من اعتماد کنی و سفره دلت رو باز کنی. در واقع، شادی‌های مشترک، مثل سیمانی عمل می‌کنن که آجرهای اعتماد رو توی رابطه روی هم محکم می‌کنه.

 

چرا شنونده‌ی خوب بودن یه معامله‌ی دو سر سوده؟

شاید بپرسی: «خب من که شنونده‌ام چی گیرم میاد؟ همش باید الکی ذوق کنم؟»

اصلاً بحث الکی ذوق کردن نیست رفیق. تحقیقات نشون میده که این یه جاده دو طرفه‌ست. وقتی تو اون شنونده‌ی پایه و باحال باشی که به حرف‌های دوستت با علاقه گوش میده، یه اتفاقی میفته به اسم «افزایش منابع اجتماعی» یعنی چی؟ یعنی اون آدم تو رو به عنوان یه حامیِ واقعی می‌بینه، بیشتر دوستت داره و طبق قانونِ نانوشته‌ی جبران محبت، احتمالاً در آینده اون هم برای تو سنگ تموم می‌ذاره. پس وقتی داری با ذوق به خبر موفقیت پارتنرت یا رفیقت گوش میدی، فقط در اون لحظه حال اون رو خوب نمی‌کنی؛ داری یه سرمایه‌گذاری بلندمدت روی رابطه‌ت می‌کنی که سودش به جیب جفتتون میره.

 

جمع‌بندی: بیاید تمرین کنیم «خوب» ذوق کنیم!

خب رفیق، چی یاد گرفتیم؟ یاد گرفتیم که خوشحالی یه چیزِ حبس‌کردنی و قایم کردنی نیست. خوشحالی مثل یه گیاهه که وقتی نورِ توجهِ دیگران بهش می‌تابه، قد می‌کشه و بزرگ میشه. علم روانشناسی به زبان ساده به ما میگه:

  1. خبرهای خوبت رو قایم نکن: نترس از اینکه چشم بخوری یا بگن پز میده. با آدم‌های امنِ زندگیت، شادی‌هات رو فریاد بزن و بازگو کن تا اون شادی توی وجودت حک بشه.
  2. شنونده‌ی بی‌حالی نباش: اگه عزیزی اومد و با چشم‌های برق‌زده گفت «قبول شدم»، سرت رو از توی گوشی بیار بیرون. تو اون لحظه مسئولِ بزرگ کردنِ شادیِ اون هستی. سوال بپرس، لبخند بزن و بذار بفهمه که شادیِ اون، شادیِ تو هم هست.

زندگی پر از لحظه‌های کوچیک و بزرگه؛ حیفه که این لحظه‌ها رو تنهایی مصرف کنیم و تموم بشن. بیاید همین امروز یه خبر خوب (حتی کوچیک) رو به یه دوست بگیم، یا اگه خبری شنیدیم، براش سنگ تموم بذاریم. موافقی؟

این مقالات را هم بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید